سه تا جادو| ویکی پدیا فارسی

سه تا جادو

داستان  

همه ی شما میویس  السا راپنزل رو می‌شناسید اوناتوسه تا زمان مختلف زندگی میکنن اما یه هو هرسه زمان شب شد یه چاله بزرگ هرسه ی اونها داخل خودش کشید اونهارو باهم آشنا کرد وقتی که هم دیگه رو دیدن چشمانشان درخشید و فهمیدند که دوستان خوبی برای هم هستن اما بعد هریسون یه چیزی گفتن السا:وای انا،میویس:وای دنیس،راپنزل:وای زوجین

این داستان ادامه دارد